زمین بلند، استعاره از آد مهای مد عی است. همچنان که زمین بلند نمیتواند شکارچی نزولات آسمانی باشد د ر حالی که زمینهای گود، این نزولات را د ر خود جمع میکنند ـ قلبهای پر از اد عا، منیت و خود پرستی هم نمیتوانند به معرفت برسند. حتی اگر ظاهراً علم و معرفتی هم کسب کنند آن علم مثل باری بر د وش آنها سنگینی خواهد کرد، د قیقاً مثل کسی که برج و بارو و سازهای را د زد ید ه، بد ون آنکه پیشتر جایی و فضایی برای آن تد ارک د ید ه باشد. سعدی د ر گلستان حکایت بسیار شیرین و عبرتآموزی را د ر اینباره میآورد : «موسی (ع) د رویشی را د ید از برهنگی به ریگ اند ر شد ه. گفت:ای موسی! د عا کن تا خد ا عزوجل مرا کفافی د هد که از بیطاقتی به جان آمد م. موسی د عا کرد و برفت. پس از چند روز که باز آمد از مناجات، مرد را د ید گرفتار و خلقی انبوه بر او گرد آمد ه. گفت: این چه حالت است؟ گفتند : خمر خورد ه و عربد ه کرد ه و کسی را کشته، اکنون به قصاص فرمود هاند؛ و لطیفان گفتهاند :
گربة مسکین اگر پَر د اشتی/ تخم گنجشک از جهان برد اشتی
عاجز باشد که د ست قوت یابد / برخیزد و د ست عاجزان برتابد
و لو بسط اللهُ الرزقَ لعباد ه لبَغَوا فی الارض. موسی (ع) به حکمت جهان آفرین اقرار کرد و از تجاسر خویش استغفار.»
د ر این حکایت با مرد گرفتاری روبهرو هستیم که از تنگنای روزی شکایت د ارد و تصور میکند که اگر به آسایش بیرونی و وسعت رزق برسد مشکل او مرتفع خواهد شد، اما روند اتفاقات بعد از رسید ن به گشایش بیرونی نشان مید هد که این گونه نیست. آن آسایش د قیقاً مثل همان د استان منار د زد ید ن است. وقتی آگاهی متناسب با آن آسایش پد ید نیامد ه باشد آن گشایش به یک بار تبد یل خواهد شد همچنان که میبینیم آن مسکین وسعت رزق را به مستی و میگساری و قتل تبد یل و خود را گرفتار میکند.
بسیار زیبا و د رس آموز است که خد اوند این د عای حکمتآمیز را د ر قرآن به ما تعلیم مید هد : رب اشرح لی صد ری و یسرلی امری/ پرورد گارا آگاهی و اد راک مرا فراخ و گسترد ه کن و سپس کار مرا ساد ه گرد ان و رمز اینکه «یسرلی امری/ ساد ه شد ن امور و گشایشهای بیرونی» بعد از گشایشهای د رونی و وسیع شد ن آگاهی میآید به خاطر این است که اگر آگاهی آد می یا آن جنبه و ظرفیت د رونی او توسعه پید ا نکند هر نعمت بیرونی د ر نهایت مایه تباهی، رنج و طغیان خواهد بود.